چگونه اولین کسب و کار خود را اصولی راه اندازی کنیم؟(تجربه راه اندازی اولین کسب و کار شخصی)

شروع و تدارک هر کسب و کاری نیازمند برنامه ریزی دقیق می باشد که اگر در ابتدای راه به آن توجه نکنید ممکن است در آینده دچار ضرر و زیان شوید. این موضوع برای افرادی که در حال حاضر مراحل اولیه ثبت و شروع کسب و کارشان را طی می کنند بسیار مهم می باشد از این رو اگر در مراحل راه اندازی یا تصمیم گیری شروع کسب و کار جدیدتان هستید پیشنهاد می کنم این مطلب را تا پایان مطالعه کنید.

ترجیح می دهم که این مطلب را با تعدادی پرسش که ممکن است اشخاص دیگری در شروع کسب و کار از شما بپرسند شروع کنم.

انگیزه شما از راه اندازی یک کسب و کار جدید چیست؟

با ایجاد کسب و کار جدید چه ارزشی برای جامعه خود ایجاد می‌کنید؟

چه دلایلی منجر به اتخاذ این تصمیم می شود که باید از کمک شخص دیگری به عنوان شریک کمک بگیرید؟

آیا صنعتی که می‌خواهید در آن فعالیت کنید را می‌شناسید؟

چه کار کنیم که در کسب و کار شراکتی به شریک تان وابستگی کامل نداشته باشید و در صورت وقوع مشکل، کارتان روی زمین نماند؟

در انتخاب شریک تجاری باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

آیا می‌توان همزمان با راه اندازی کسب و کار جدید به کار قبلی هم ادامه داد؟

اینها سوالاتیست که خود بنده در زمان شروع اولین طرح کارآفرینی خودم با آنها روبرو شدم اما راستش را بخواهید چندان جدی نگرفتم که بخشی از آن برمی گردد به نداشتن تجربه کافی در این زمینه و نبود فردی که راهنمای مناسبی در این حوزه باشد.

انگیزه شما از راه اندازی یک کسب و کار جدید چیست؟

در ابتدا یک پرسش مهم از شما دارم، اصلا چرا باید یک کسب و کار جدید برای خودتان راه اندازی کنید؟ آیا واقعا جامعه به آن نیاز دارد؟ یا آنقدر جدید و نوپاست که همگان از آن استقبال می کنند و حساب بانکی تان پر خواهد شد؟!

برای شروع کار جدید ابتدا باید با خودتان روراست باشید و دلیل اصلی را در ذهن تان مرور کنید که آیا چون همه به دنبال تاسیس یک استارت آپ هستند شما هم باید این مسیر را طی کنید؟ یا اینکه چون بعد از شروع کسب و کار معروف خواهید شد؟

اگر چنین ایده ای در ذهن تان است پیشنهاد می کنم بیشتر با خود خلوت کنید و از کمک یک مشاور بهره بگیرید تا با واقعیت های بیشتری در این خصوص رودرویتان کند.

کسب و کاری که شروع کردید قرار است کدام مشکل از اطرافیان و جامعه هدفتان را حل کند؟ آیا اصلا مشکلی وجود دارد که شما حلال آن باشید؟ آیا رقیب هایتان را می شناسید و می دانید که چه هزینه ای برای جذب مشتری می کنند؟ اگر کتاب ایده های تست مامان را مطالعه کرده باشید متوجه خواهید شد که هر ایده ای ارزش صرف هزینه و انرژی شما را ندارد.

اگر به اتفاق اعضای خانواده و دوستان به این نتیجه رسیدید که حتما باید کسب و کار جدیدتان را شروع کنید به این موضوع دقت داشته باشید که اعضای خانواده افراد مناسبی برای اعتبارسنجی ایده نیستند، به دلیل اینکه اعضای خانواده معمولا از با نگاه مثبت به قضیه نگاه می کنند و کمتر پیش می آید که با شما روراست باشند، و همان چیزی را که شما انتظار دارید به شما بازخورد می کنند یعنی ایده شما را بدون چون و چرا تایید می کنند.

چرا برخی از بنیان گذاران نیاز به شریک دارند؟

نمی دانم با این دیدگاه بنده موافق هستید که پیدا کردن شریک تجاری مناسب از جهات مختلف کاریست بس دشوار که حتی از پیدا کردن شریک زندگی تان هم ممکن است دشوارتر باشد، تا جایی که با یک انتخاب اشتباه کل زندگی تجاری و سرمایه تان نابود خواهد شد.به شخصه بعد از تجربه ناموفقی که در خصوص همکاری با شریک یا جدیدا که به هم بنیانگذار شناخته می شود ترجیح می دهم که به صورت فردی وارد میدان شوم و از کمک کسی به عنوان شریک استفاده نکنم به دلایلی که در ادامه توضیح شان خواهم داد.

به نظرم عمده دلیل استفاده از شریک تجاری،نیاز به منابع و قدرت مالی وی برای شروع و یا ادامه کسب و کار می باشد اما به این نکته دقت داشته باشید که اگر به هر دلیل بازار کسب و کارتان دچار تغییراتی شد باید همیشه آماده پاسخگویی به شریک تان باشید که طرح یا طرح های جایگزین تان برای برون رفت از شرایط پیش آمده چیست تا در نهایت به درآمد بیشتر و ادامه کسب و کارتان بپردازید .

در این شرایط برای اینکه حاشیه امن سود خود را با در نظر گرفتن رضایتمندی مشتریان حفظ کنید چه راهکارهایی اندیشیده اید؟ اگر قصد انصراف از ادامه کار را داشتید تکلیف سرمایه گذاری شریک تان چه خواهد شد؟؟

پس می بینید که شریک شدن با فرد دیگری که نگرش و طرز فکر متفاوتی با شما دارد همیشه به نفع شما نخواهد بود بلکه در شرایط خاصی حتی ممکن است به ضررتان باشد. از طرفی حتی ممکن است که بعد از مدتی که نیاز مالی تان از بین رفت دیگر احساس نیاز به داشتن شریک هم از بین برود اینجاست که باز هم دچار مشکل خواهید شد زیرا باید پاسخگوی فردی باشید که ممکن است در ابتدای راه حتی بیشتر از شما روی کسب و کارتان از جوانب مختلف ریسک کرده باشد اما در نهایت به این شکل پاسخ زحمات خود را خواهد گرفت.

دلیل دیگری که بعد از برطرف شدن نیاز مالی بیشتر به چشم می آید نداشتن تخصص لازم در شغل جدیدتان است از این رو نیاز به کمک شخص دیگری دارید که جدا توصیه می کنم حتما در ابتدای راه به دنبال یادگیری تخصص های مرتبط با حوزه کاری خود باشید تا اصلا نیازی به کمک و راهنمایی از اشخاص دیگر را نداشته باشید.

در این مورد هم ممکن است که شریک تان در ابتدا در این خصوص همراهیتان کند اما اگر با فردی شریک شدید که علاقه ای به، به اشتراک گذاری دانش و تخصص خود با شما نداشته باشد حسابی کارتان سخت خواهد شد،در این مورد پیشنهاد می کنم زمانی که در حال عقد قرارداد همکاری با یکدیگر هستید تکلیف این موضوعات را دقیقا در قراردادتان مشخص کنید تا در آینده طرفین امکان قطع همکاری با یکدیگر را در اواسط کار نداشته باشند.

اگر با فردی شریک شدید که در ابتدای کار نکاتی را ذره ذره و با خواهش و تمنا باید به شما بگوید در جریان باشید که این دسته از افراد باز هم ترفندها و فنون اصلی خود را به طور کامل در اختیار دیگران قرار نمی دهند، اینجاست که قطعا دچار مشکل خواهید شد در این مورد اگر نتوانید با شریک تان هماهنگ شوید طبیعتا امکان انجام خدمات مناسب برای مشتریان را نخواهید داشت از این رو احتمال شکست کسب و کار به دلیل ناسازگاری طرفین وجود خواهد داشت.

شکل دیگری از شراکت هم وجود دارد که با وجود شرایط مالی مناسب و متخصص بودن تان، مدیریت کسب و کار را به شخص دیگری واگذار می کنید،یعنی بخش های اجرایی کسب و کار با شما باشد و بخش مدیریتی به شخص دیگری که توانایی بیشتری با توجه به تجربیات قبلی اش از شما داراست واگذار شود،در این خصوص هم باید دقت داشته باشید که ممکن است نقشه راهی که در ذهن شماست با سیاست های مدیرعامل انتخابی تان همسو نباشد و هر کدام در دنیای دیگری سیر کنید از این رو در این مورد هم به مشکل خواهید خورد.

برای مثال ممکن است شما تصمیم بگیرید که محصول جدیدی که مدتیست با گروه تولید و فنی در حال کار روی آن هستید را با توجه به سیگنال های موجود، به بازار عرضه کنید اما شریک تان با ارائه محصول در زمان فعلی مخالفت می کند زیرا ممکن است فکر دیگری در ذهن داشته باشد.

در این مورد هم رفته رفته انگیزه کل گروه و خودتان برای ادامه کار و به پایان رساندن پروژه کمتر خواهد شد ، خوب با توجه به مشکلات پیش آمده به نظر شما عمدتا در کدام نوع از کسب و کارها می توانید از کمک شریک یا شرکای تجاری بهره بگیرید؟

پاسخ به این سوال همچنان سخت است و بیشتر بستگی به شرایط طرفین دارد عمدتا در کسب و کارهایی که گستردگی بیشتری دارند و همزمان نیاز به چند تخصص برای پیشرفت در انجام امور دارند می توانید از شریک متخصص استفاده کنید برای مثال در شرکت های نوپا یا همان استارت آپ های حوزه فناوری اطلاعات به صورت همزمان نیاز به برنامه نویس زبان های مختلف،طراح گرافیک،بازاریاب،وکیل و …. باشد که طبیعتا امکان انجام همزمان چند کار تخصصی توسط یک نفر وجود ندارد البته اگر هم انجام دهید بدون شک عملکرد مناسبی نخواهید داشت.

برای مثال در ابتدای کار می توانید از فردی استفاده کنید که علاوه بر تسلط به زبان های برنامه نویسی تسلط نسبی روی امور گرافیکی پروژه هم داشته باشد تا نیاز به استخدام فرد دیگری در زمان حاضر نباشد اما یادتان باشد که نمی توانید از این استراتژی برای همیشه استفاده کنید.

اصول شروع کسب و کار جدید
اصول شروع کسب و کار جدید

چگونه می توان در فرآیند شروع کسب و کار جدید بدون شراکت با شخص دیگری وارد میدان شد؟

در کسب و کارهای خدمات محور که نیاز به فردی حرفه ای،باتجربه و فنی است می توان با گذراندن مدتی به عنوان کارآموز نزد اساتید محلی و کسب تجربه مشکل یادگیری دانش شغلی را تا حدود زیادی حل کرد، با این روش سمت کمک گرفتن از دیگران هم نخواهید رفت.

اگر هم بدون اطلاعات و دانش فنی در حوزه کاری تان باشید که کار سختی در پیش رو دارید و به ناچار باید به فرد مقابل اعتماد کامل داشته باشید اما از سمت دیگر باید این استرس را داشته باشید که ممکن است طرف مقابل تان هر لحظه به تعهدات خود عمل نکند و قصد جدایی داشته باشید در این شرایط چه کاری می توانید انجام دهید؟؟

در شرایط امروز اگر قصد حضور در بازارهای بزرگ و چالشی را دارید باید با قدرت و تخصص عالی وارد عمل شوید تا بتوانید در بین رقبا حرفی برای گفتن داشته باشید که اگر فرد بدون تخصصی باشید مطمئنا چالش های بسیاری پیش رو خواهید داشت.

زمانی که قصد کمک از فرد دیگری دارید پیشنهاد می کنم که در ابتدا قراردادی به صورت رسمی با شریک تان منعقد کنید و به توافق دوطرفه از همه نظر دست یابید، یادتان نرود کلیه موارد توافق شده که شاید در نگاه اول اصلا مهم نباشد روی کاغذ آورده شوند چون در صورت وجود مشکل فقط همان برگه و مفاد ثبت شده به دادتان خواهد رسید.

برای مثال داخل قراردادتان باید میزان مالکیت طرفین از کسب و کار به همراه وظایف هر یک به دقیق ترین شکل ممکن ثبت شود که وی حق دخالت در چه اموری را نخواهد داشت و صرفا به عنوان کسی که سرمایه گذار خوانده می شود می تواند با شما همراه شود و یا اینکه در کلیه مراحل کار باید همراه و همکارتان باشد.

در انتخاب شریک تجاری باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

قبل از شروع شراکت پیشنهاد می کنم حداقل یکبار روی پروژه کوچکتر و کم اهمیت تر با وی کار کنید تا علاوه بر بررسی خلق و خوی یکدیگر در حین انجام پروژه عملکرد و عکس العمل وی را در برخورد با مشکلات و چالش ها ارزیابی کنید.

شخصی را می توان به عنوان شریک انتخاب کرد که مثل خودتان دلسوز کسب و کارتان باشد،انگیزه کافی برای انجام امورات مختلف داشته باشد و از انجام فعالیت در ساعات تعطیلی یا اضافه کاری واهمه ای نداشته باشد.

چرا شراکت در کشورمان جواب نمی دهد و چندین استارت آپ شکست خوردند؟

راستش را بخواهید با این طرز فکر که در بین عموم مردم رخنه کرده به هیچ وجه موافق نیستم همه ما به صورت رفاقتی و از روی ساده لوحی اقدام به شروع همکاری با فردی می کنیم که در وهله اول منافع خود را می بیند و بعد شما.

زمانی که شما نتوانید منافع طرفین را مهیا کنید این عکس العمل کاملا طبیعی است که طرف مقابل عکس العمل متفاوتی نشان دهد. با مطالعه داستان شکست بسیاری از شرکت ها و کارآفرین های ایرانی می توان عمده ترین دلیل آن را نداشتن برنامه ریزی دقیق و منسجم در پیشرفت کسب و کار،عدم وجود تخصص کافی در نیروی انسانی ،عدم توجه کافی به مباحث مالی و مهمترین دلیل عدم اعتماد کافی به طرفین (ترس از اعتماد به یکدیگر) و عدم وجود قرارداد دقیق و شفاف و نداشتن نظم کافی در بین اعضا دانست.

تجربه شخصی اولین طرح کارآفرینی به صورت شراکتی

بنده در اولین تجربه شروع کسب و کار که با همراهی یکی از دوستان نزدیک انجام گرفت بدون هیچ تخصصی طرح کارآفرینی پرورش و تولید قارچ خوراکی را شروع کردیم و هر کدام آورده ای داشتیم به این صورت که: بنده مکان فیزیکی طرح به همراه تجهیزات اولیه و منابع مالی را تهیه کرده بودم اما شریک بنده به عنوان کسی که خود تجربه چند سال فعالیت در این حوزه را داشت صرفا تخصص و دانش خود را در اختیار بنده قرار داد که این کار هم به صورت ناقص انجام شد که به علت عدم تسلط کافی در آن زمان متوجه جوانب مختلف طرح مذکورر نشده بودم ،بخش بازاریابی و فروش هم دست ایشان بود زیرا با توجه به شناختی که از بازار داشتند انتظار کمک را داشتم اما هیچ وقت فکرش را نمی کردم که در مهمترین بخش کسب و کار آن هم زمانیک ه محصول نهایی تولید شده بود تنها بمانم و به علت عدم آشنایی با نحوه بازاریابی این محصول و نشناختن میزان تقاضا ناچار به تعطیل کردن کل پروژه با ضرر و زیان شوم.

معتقدم که مقصر اصلی شکست این پروژه،خود بنده به عنوان یکی از موسسین اصلی می باشم مهمترین دلیل آن اعتماد کامل و کاذب به شریک و عدم داشتن تخصص در حوزه مربوطه،عدم شناخت کامل از شریک و نداشتن قرارداد کتبی به این مرحله از کار رسیدیم که به ناچار شکست را قبول کردم.

جدا از مباحث قانونی و قراردادی دلیل مهم دیگری که به ذهنم می رسد عدم هر گونه شناخت و آشنایی بنده با این نوع از طرح های کارآفرینی بود که اگر در این خصوص تجربه ای داشته باشید متوجه خواهید شد که برای کار در حوزه های این چنینی که جنبه های گوناگونی دارد باید واقعا علاقمند به طرح خود باشید تا بتوانید کاری از پیش ببرید.

بنده در آن زمان علاوه بر تحصیل و فعالیت در آن طرح، فعالیت های جانبی دیگری در حوزه کامپیوتر داشتم در واقع بیشترین علاقه ام به حوزه کامپیوتر و فناوری اطلاعات بود نه شخم زدن گِل و لای! اما به خاطر داشته باشیم که نهایتاً یک کار جدید زمانی ریشه می‌گیرد که شما تمام وقت خود را برای آن بگذارید و دیر یا زود به نقطه‌ای می‌رسید که نمی‌توانید وقت و انرژی و منابع خود را به صورت همزمان برای کار قبلی و کسب و کار جدید صرف کنید.

پس باید متوجه شده باشید که در شروع هر کسب و کاری علاوه بر حرفه ای بودن در حوزه مربوطه باید از ته دل به طرح خود اعتقاد و اعتماد داشته باشی در غیر اینصورت با شکست روبرو می شوید.

در خصوص همین مطلب پیشنهاد مقاله ای با عنوان How to Build a Successful Business Plan را مطالعه نمایید.

موفق باشید

ارادتمند شما یک جوان

1javan

درباره محمد علیپور

موسس وب سایت یک جوان،مدرس دانشگاه علوم پزشکی و .... طرفدار فناوری اطلاعات و هر آن چیزی که مرتبط به کامپیوتر باشد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may use these HTML tags and attributes:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong> 

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.